الفيض الكاشاني

242

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

مىشوى چيست ؟ گفت : هر گاه به خود عجب كند و عملش را بزرگ بداند و گناهانش را فراموش كند ، ( اى موسى ) تو را از سه كار بر حذر دارم : با زنى كه بر تو حلال نيست خلوت مكن ، زيرا مردى با زن نامحرم خلوت نكند جز اين كه من يار او هستم تا آن دو را شيفته يكديگر سازم ؛ به پيمانى كه با خدا مىبندى عمل كن ، و صدقه‌اى را جدا نكن مگر آن را ادا كنى زيرا مردى صدقه‌اى را ادا نكرد مگر اين كه من بجاى اصحابش رفيق اويم تا ميان او و وفاى به پيمان مانع شوم . آنگاه شيطان پشت كرد و مىگفت : واى اگر موسى بداند كه آدميزادگان را از چه چيز بر حذر دارد . از سعيد بن مسيّب روايت شده كه گفت : خدا پيامبرى را در زمان گذشته مبعوث نكرده ، جز اينكه ابليس نااميد نشد كه او را به وسيله زنها هلاك سازد و در نزد من هيچ چيز ترسناك‌تر از زنان نيستند ، و در مدينه خانه‌اى نيست كه وارد آن شده باشم جز خانهء خودم و خانهء دخترم روز جمعه در خانه‌ام غسل مىكنم و بيرون مىروم . يكى از بزرگان گفته است : شيطان به زن مىگويد : تو نصف لشكر منى ، و تيرى هستى كه مىاندازم و به خطا نمىرود و محلّ سرّ من و پيك منى كه حاجتم را بر مىآورى . بنابراين نصف لشكر شيطان شهوت و نصفى خشم است و بزرگترين شهوتها ميل به زنان است و در اين ميل نيز افراط و تفريط و حالت اعتدال هست ، افراط حالتى است كه عقل را مغلوب سازد تا تلاش مردان را متوجّه بهره‌گيرى از زنان و كنيزان سازد و از پيمودن راه آخرت محروم سازد يا دين وى را شكست دهد تا او را به انجام گناهان بكشاند و گاه حالت افراط در شهوت در مورد گروهى به دو كار زشت پايان يابد : يكى اين كه غذاهاى مقوّى بخورند تا بيشتر با زنان در آميزند چنان كه بعضى از مردم گاه داروهايى مصرف مىكنند كه معده را تقويت مىكند تا بيشتر اشتهاى غذا پيدا كنند . كسى كه داروهاى مقوّى مىخورد همانند كسى است كه به درندگان و چهارپايان سركش گرفتار شده است ؛ پس